عمق فاجعه
کمیتهٔ امداد: تجربهٔ شکست‌خوردهٔ خیریهٔ دولتی


    

ایدهٔ کمیتهٔ امداد از ابتدا مبتنی بوده است بر دولتی کردن مدیریت و سازماندهی امور خیریه و وابسته کردن میلیون‌ها نفر به دولت در حالی که مردم کوچه و خیابان پرداخت‌کنندهٔ نهایی باشند. حاکمان می‌خواهند اعتبار رسیدگی به فقرا را به خود اختصاص دهند، اما پرداخت‌کننده نباشند و منابع را به خود اختصاص دهند. این ایده در عمل به کجا انجامیده است؟


تونس و مصر ۳۲ سال پس از انقلاب ایران به جنبش بر خاستند. و بر باور این مهم که زمان آموزگار بزرگی است، مردمِ بسیاری از کشورهای خاورمیانه بدین فرصت دست یافتند تا نتیجه جنبش های بر آمده از دین باوری خاصه، اسلام گرایی را لمس و تجربه نمایند و مخصوصاً از دولت دینیِ مبتنی بر شریعت اسلامی ( که نمونه عینی آن حاکمیت بی سئوال جمهوری اسلامی در ایران است) تصور نسبتاً روشنی داشته باشند. در این میان وقوع جنبش سبز که با هدف غلبه براستبداد دینی ظهور و بروز یافته بود، تجربۀ تازه و زنده ای برای بسیاری از مردم خاورمیانه گردید و بر اذهان ملت تحت سلطه جهان عرب حک گردید و هنوزهم آن را به بیاد دارند. از برکت این تجربه، تن دادن به حکومت دینی برای غالب جوانان تونس و مصر یکی از دروس "چه نباید کرد" شد.

مردم مصر و تونس هر دو از اولین ملتهای های بپا خاسته درماجرای جنبش های آزادیخواهانه منطقه، موسوم به بهار عربی هستند، وامروز با بهره وری از تجارب انقلاب های ناکام و عقیم مانده ای چون انقلاب ۵۷، و جنبش سبزبه وفاقی دست یافته اند که همگان را به تحسین وا داشته است.
اما به کدام نشانه ها ماجرای تصویب قانون اساسی جدید مردم تونس را گواه می گیرم؟به نظربسیاری از اهل فن و کارشناسان و تحلیل گران، قانون اساسی تونس اولین و مترقی ترین قانون اساسی در جهان عرب خوانده میشود. حال چگونه ملتی چون تونس با باور های مذهبی وسال ها تحت سلطه سیستم حکومتی مبتنی بر دین، از اپوزیسیون تا گروه های وابسته به قدرت دستگاه حاکم، یک باره به این حد از آگاهی و روشن بینی دست می یابند، که برای حفظ و بقای خود و سرزمین آبا و اجدادی شان، به قانونی رای می دهند که از ادیان خدا ناباوران تا ساير اديان غير ابراهيمی را به رسميت می شناسد؟

برای یافتن پاسخ این پرسش ها می توان به این تحلیل استناد کرد که با توجه به روند جنبش های منتسب به بهار عربی در منطقه، خاصه بعد از ماجرای مرسی و غائله برکناری او، مردم تونس را به این تعمق واداشت تا دریابند سرنوشتی مشابه مصریان خواهند داشت. از سویی اسلامگراهای حزب النهضه را هم با تصور دخالت و تسلط ارتش، آنچنانکه در مصر شاهد بودند، به این صرافت و حد از درایت رساند که مبادا سرنوشتی چون حزب اخوان المسلمین در انتظارشان باشد.از این رو آنها هم تنها راه پیش رو را گفتمان ملی دانستند که ارمغان این وحدت عاقلانه، قانون اساسی مبتنی بر عقلانیت و روح آزاد ی می شود.